قهرمان ميرزا عين السلطنه

5986

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

غارتگر [ بود ] و درجهء بلند آن نوكرى سپهسالار معلوم الحال باشد ( كه به او هم در اجارهء دهات و ساختن سد خيانت كرد و فقط از مباشرت سد سى هزار تومان و يك باغ و عمارت دزدى كرد ) چه توقع بايد داشت ، چرا بايد همچو وجود غيرشريفى دزدى متقلبى كه براى ارث و مال ، زن خودش را اغوا نمود ، . . . « 1 » كشت ، حكومت خمسه داد . يا امير امجد دزد ، كسى كه چندين مرتبه براى دزدى و براى بدذاتى حبس شده زنجير شده معاون حكومت طهران نمود . شيخ احمد طالقانى و مهدى شريف‌زاده از ساير حكام و مأمورين جديد من درست اطلاع ندارم ، اما مشت نشانهء خروار است . مثلا شيخ احمد طالقانى كه در قزوين وكيل عمومى بود مبلغها دزدى كرد ، رشوه گرفت ، هزارها حق مردم را پايمال كرد حالا عضو محكمهء جنجهء طهران شده است . ميرزا مهدى شريف‌زاده كه رئيس عدليهء اينجا بود با آن سوءسابقه ، با آن دوسيه كه از اعمال او و رشوه و دزدى او به طهران فرستاده شده است عضو محكمهء استيناف گرديده و قس على هذا كه ما نمىشناسيم . اين‌طور باشد ، همان آش است و همان كاسه . تغيير محل مأموريت و شغل ، خائن را امين و كاذب را صادق نمىكند . زاهدى حاكم نظامى تنكابون بصير ديوان صاحب‌منصب قزاق ( كه اين لقب هيچ به او نمىآيد ) حاكم نظامى تنكابون وارد خرم‌آباد شد . خوانين خلعت‌برى تماما فرار نمودند . اسعد السلطنه و شيخ نور الدين هم كه از جنگل با عده آمده بودند چون عده قابل و معتنابه نبود در يكى از دهات ميان جنگل مخفى شده و احتمال مىرود از آنجا هم فرار نموده باشند . اما گفتند اين قزاق در اشكور و ساير جاها مزاحم كسان كوچك خان كه مشغول رتق‌وفتق امورات و گرفتن عشريه و گمرك بودند نشده است . خوانين تنكابون هم به واسطهء تمايل به جنگ يا بولشويكى و اين‌كه در اين مدت فترت از بار برنج و ساير چيزها مبلغها گمرك و ماليات گرفته‌اند و فرارى شده‌اند ، به يك قول گفتند گمرك برنج را برداشته ، به يك قول گفتند براى آن‌كه الموتيها عريضه به طهران نموده بودند و جواب آمده بود حكومت جديد رفع گمرك و تعديات خلعت‌بريها را مىكند گمرك سه هزارى [ را ] شش هزار نموده است .

--> ( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .